









.....مثل بشکه ی باروت منتظر جرقه ایم......... !!!!
....... اون تو اتاق و من تو سالن!!! تو ۶۰ متر جا !! به جای کنار هم نشستن و گپ زدن٬ چت میکنیم!!!!! ....... با بهترین دوست ام هم همین داستان تکرار می شه ..... کنارش که هستم٬ حرف نمی زنه. سا کته. تو خودشه. می فهمم که حوصله نداره. اما همچین که تو اینترنت به هم می رسیم٬ برام (
) میفرسته !!
....
دقیقا نمیدونم چیمون شده اما فکر کنم جو گرفتتمون شاید هم خودمون سعی در بهتر کردنشون نداریم.....
سلام من فکر کردم خودم فقط اینطوری شدم نگو پس همه اینطورین... ای بابا راستی بابک از من پرسیده بود که چندسالمه مثل اینکه درمورد یکی از شعرهای که خونده بود این سوال به ذهنش رسیده بود هر چند معمولا از خانمها نمی پرسن که چند سالشون هست ولی خوب ما این فرهنگو از بین میبریم من متولد۱۳۵۵ هستم.همین بازم به خونه من بیایین
سلام مرمر جون . نمیدانم چه بلائی سر ما آمده . همیشه فکر میکردم فضای حاکم بر فیلمهای علمی و تخیلی که جامعه آینده را وصف میکند خیلی وحشتناک و غیر انسانی است .... ولی مثل اینکه خودمان هم نسل به نسل داریم شبیه همان آدمهای ساکت و سرد میشویم که فقط میتوانیم از طریق ماشین با انسانهای دیگر ارتباط بگیریم . متاسفم .
ما که همیشه بیخودی می خندیم .
درود. راست میگی.باید مهربانتر بود. شاد باشید.
دهکده جهانی یعنی همین دیگه. فاصله فیزیکی معنی خودشو از دست میده.
یه مشت رعیت هم فقط برای ملاکها کار میکنن.شب هم یه نون بخور و نمیر گیرشون میاد که بخورن و فردا دوباره کار کنن.
خوبی چت هم اینه که قیافه نحس و بق کرده همدیگه رو نمیبینیم و میتونیم همدیگه رو خندان تصور کنیم.یه خوبی دیگه اش هم اینه که هر وقت نخواستیم و از هم خسته شدیم میتونیم بگیم یه هو دیسکانکت شدم وضع اینترنت تو ایران که میدونی چه جوریه!
نه؟